farnaz_19عباس وردی / پخش سریال ساختمان پزشکان ،با ورود گروهی از بازیگران موفق تئاتر در سالهای گذشته همراه بود..

به گزارش اوج نیوز ،فرناز رهنما یکی از آنهاست.

رهنما متولد سال 1360 در اصفهان است و دانش آموخته بازیگری از دانشگاه آزاد است.

اجراهای او در دهه 80 در سالن های تئاتر شهر برای علاقمندان خاطره انگیز بوده است و این بار رهنما از مدیوم دیگری به خانه های مردم رسید.راستی چرا بازیگران تئاتر تا به این حد مهجورند؟

آیا در تئاتر هر کسی یک گروه خاصی دارد وفقط با آن کار می کند؟

بله متاسفانه در  ایران به این شکل جا افتاده که گروه های تئاتری مختلف مثل آقای آپرنگ و..... کار می کنند و آدم و عوامل خودشان را دارند.به نظر من مافیای تئاتر وحشتناک تر از سینما است!سینما 4 تا پیشنهاد کاری می شود ،آدم حق انتخاب دارد ولی در تئاتر اینطور نیست.

واقعا به این مافیا اعتقاد دارید؟

متاسفانه با اینکه فارغ التحصیل رشته بازیگری تئاترم و 10سال میشود که دارم کار می کنم ولی باور می کنید در  تئاتر فقط دو تا پیشنهاد به جزء گروه خانم محامدی داشتم!واین خیلی فاجعه است.

آن کارهایی که پیشتهاد شدرا می شود نام ببرید؟

در وادی بود وکار آقای خاکی که متاسفانه اجرا نشد  .منظور به اینکه پیشنهاد کار تئاتری چند نفر فقط هستند که با گروه های مختلف هم دارند کار می کنند یکی از آنها آقای بهنام تشکر،برق نورد ولی اکثر بچه ها با گروه خودشون کار می کنند .

یعنی در تئاتر رابطه وجود دارد؟

چون تئاتر تامین مالی ندارد یک لطف است در حق گروه خودشان که بازیگران می روند در گروههای دیگر کار می کنند . یعنی بیشتر از اینکه به این دید نگاه کنیم که چقدر بد است ولی برای خود گروه خیلی خوب است چون من خیالم راحت است که من سالی یکبار کار دارم وحداقل این نگرانی وجود ندارد که حتما سال دیگر یک بازیگر دیگر می خواهد بیاید این نقش را بازی کند .متاسفانه الان یک اتفاقاتی افتاده است که ما قرار بود از یک ماه پیش تمریناتمان برای کار جدید شروع شود وقرار بود 18مهرماه اجرای عمومی داشته باشیم ولی بنا به اتفاقاتی که هنوز من از ریز ریز آن خبر ندارم . اینطور که شنیدم فعلا مشکلی برای زمان سالنی که قرار بود به کارگردان بدهند پیش آمده واحتمالا اجرا موکول می شود به زمستان .

بعد از پخش سریال ساختمان پزشکان پیشنهاد کار به شما بیشتر نشده است؟

 نه از همان سال 84 که چشم انداز اجرا رفت من سال85 هم اقلیما وزیرزمین را همزمان داشتم کار میکردم آن هم در کار ماه رمضان که بیشتر دیده می شوی،ولی متاسفانه درایران به این شکل است که پس از هرکاری مثلا در زیر زمین یک نقش یک معلم داشتم که برای یک دختر معتاد درس میداد وتا این تمام می شود هرچی کار به آدم می شود در همون حیطه شخصیتا بازی قبلی خودت است وبعد از اقلیما هم هرچه کار به من پیشنهاد شد نقش قاتل  بود والان هم مطمئنا تا مدتی باید بپذرم کار طنز به من پیشنهاد می شود.

الان پیشنهادی هم به شما شده است؟

چند تا تله فیلم ولی نرفتم. متاسفانه کار را دوست نداشتم مخصوصا اینکه ما واقعا در این 8 ماه از زندگی عقب افتادیم،مثلا یک جراحی دندان داشتم که هنوز انجام ندادم ولی ما تازه بخاطر حضورآقای  چگینیخیلی کارمان منظم و روتین بود.ما تازه جمعه ها تعطیل بودیم . کدام کار هرشبی تعطیلی دارند ؟در کل آدم خیلی کار عقب افتاده پیدا می کند که نمی رسد والان هم از وقتی کار تمام شده است نرسیدم یک سفر بروم وگرنه هر روز ما یا رادیو هستیم یا جشن هستیم و...چون من وقتی سر این کار رفته بودم 4ماه بود که ازدواج کرده بودم والان شده است 1سال و4ماه ولی همچنان خیلی از چیزهایی که باید برای خانه تهیه می کردم تهیه نکرده ام.

چرا  از ئاتر کمی دور شدید و وارد تلویزیون وسینما شده اید؟

اگر از نظر مالی تامین می شدم اصلا کار تلویزیونی نمی کردم  .ولی مخصوصا اگر بدانم در سال فقط 2یا 3 تا کار تئاتر دارم ولی وقتی می دانم در سال فقط 1کار دارم و 6ماه در سال آزادی دارم برای فکر کردن بر روی کار های دیگرخب مسلم است که از لحاظ مالی تامین نمی شوی.

ورود بچه های تلویزیون یا سینما به عرصه تئاتر اتفاق خوبی است یا اتفاق بد؟

هم بد وهم خوب،اگر قرار باشد بچه های تصویر وارد کار تئاتر بشوند وسواد کارشان بالا برود وبر روی بیانشان کار کنند وبفهمند بدن تمرین کردن یعنی چه این عالی است. چرا نه ،چرا که دیگر نگوییم فلانی خیلی بی سواد است ... همه می توانند بیایند تمرین کنند. سختی های آن را بکشند ،بفهمند تازه مزه اش چیست،ولی اینکه این بشود که ،ما5000نفر تقریبا عضو خانه تئاتر هستند ومی دانیم خانه تئاتر هم وقتی عضو خانه تئاتر می شوی که 4 یا 5 کار حرفه ای داشته باشی ولی حالا سخت گیر تر شده اند و7 کار شده است وتا امروز باید 5کار حرفه ای در تئاتر انجام می دادید تا کارت خانه را دریافت کنید ولی تازه کارت خانه را بگیرید چند نفر عضو دارد ؟

5000نفر،در سال مگر چند کار می شود کرد که 5000نفر کار کنند حالا فکر کنید این آدم ها ثابت سالی یک کار را انجام می دهند وآب باریکه ای وارد زندگیشان می کنند،حالا بازیگران سینما که بیایند وبخواهند بخاطر فروش گیشه آنها هم از این کار کنار می روند بچه های تئاتر،یعنی همان کاری که قبلا انجام می دادنهد هم دیگر ندارند،خب اینجا دیگر تکلیف بچه های تئاتر چیست؟از وقتی ایرانشهراومد این اتفاق افتاد .ایرانشهر از بخش خصوصی بود و بودجه های اسپانسر یا حامیانی که یک کار را حمایت می کردند. خب خیلی بوجه های کلان وخوبی بود وفکر نمیکنم همان بازیگران تصویر هم که وارد تئاتر شدند همان میزان بودجه پولی را دریافت کنند که قرار است یک بازیگر تئاتری که کارش تئاتر است را بگیرد مخصوصا الان که تیپ بندی  هم شده اند و دیگر فاجعه.

کار نمایش  12 شما که سال 88 داشتید  تسویه شده است؟

بله یکسال بعد دیگر وتازه خانم محمدی جزو کسانی هستند که خیلی خوش حساب هستند ومخصوصا بچه هایی که نقششان از همه کمتر هست را زود تر تسویه می کنند.

شما فکر کنم 10میلیون از آن کار گرفتید؟

شوخی می کنید.در تئاتر   تیپ بندی شده ایم وتازه ما که رشته اصلیمان تئاتر است ولی متاسفانه نه کار تله تئاتر حساب می شود نه کار تصویروتجربی،هیچ وفقط به این نگاه می کنند که چند تا کار انجام داده ای،هر کاری اینقدر تومان ،چون میدانید کمترین 500000تومان وبیشترین 3میلیون ونهایتا پیشکسوتان 5میلیون تومان است.

شما به عنوان کسی که در این جریانات به هر حال چهره  شناخته شده ای  هستید نمی خواهید این جریان را هدایت کنید وسروسامانی به آن بدهید؟

مشکل خیلی ریشه ای تر است ،چقدر بیانیه دادند که این چه وضعی است. مثلا خودم جندبار جزو معترضین بوده ام ولی اینقدر قضیه ریشه ای است که الان میگم چرا تئاتر گیشه ای شده است؟چرا قرار دادها به این شکل پیش می رود؟وچون فلانی معروف نیست باید برود بشیند خانه اش؟مثلا آقای حسن معجونی این همه سابقه دارند ولی کسی نگاهشان نمی کرد تا سریال  مسافران که وقتی از سالن بیرون می آمدند اصلا نمی توانستند در بروند واین واقعا معجزه تلویزیون است. ولی چرا تبلیغ برای تئاتر نمی شود؟در هر حال تئاتر مادر همه این رشته ها است وتلویزیون شاخه اصلی آن است . پس تلویزیون خیلی باید گسترده تر پوشش بدهد ولی اصلا به این شکل نیست واین یکی از مشکلات اساسی است . یعنی ما اول فرهنگ تئاتر دیدن را به مردم یاد بدهیم بعد بازیگر معروف بیاوریم ،چون مردم فقط به این نگاه می کنند که بروند ببینند شهاب حسینی از نزدیک چه قیافه ای است وحتی بلیط هم نمی خرند همان دم در می ایستند ببینند واین خیلی بد است.

برای شما هم اتفاق افتاده است؟

بله زیاد ،اما گذرا است مثلا 2یا 3ماه این شلوغی وجود دارد

شما نظرتان درباره این نوع دید و نگاه  مردم چگونه است؟

آنها هم دوست داشتنی می پذیرند وهم بی رحمانه رد می کنند ،اما ناگفته نماند ما مردم خیلی باهوشی داریم،هستند آدم هایی که می شناسند ولی چون از اوج وهیاهو افتاده حال وحوصله ندارند جنب وجوش از خودشان نشان بدهند ولی در باهوشی آنها شک ندارم چون بار ها شده است می دانند یک جا دیده اند ولی نمی دانند کجا.

صبر وتحمل شما تا چه حدی است درباره سئوال های تکراری یا رفتار مردم در قبال دیدن شما؟

شیرینه ولی تا حدی که از حد خارج نشود .مثلا جشن دنیای تصویر خیلی قشنگ بود ومردم هیجان داشتند ولی وقتی دیگر ساعت یک ربع مانده به سه صبح است وداریم بر می گردیم خانه ،چقدر لبخند بزنیم وعکس بگیریم .هر چند  اصولا وقتی این شغل را انتخب می کنی باید فکر این موقع هایش هم باشید واگر دوست داری مردمی باشی ومردم دوستت داشته باشند باید مواظب عکس العمل هایت هم در موقع خستگی باشی.به نظر من همانطور که مردم خیلی زود علاقمند می شوند به همان زودی هم می توانند تخریب کنند.اما در کل دوست ندارم در زندگیم کسی را برنجانم  .مثلا همان شب دیگر خسته شده بودم وبه یکی گفتم دیگر عکس  نمیگیرم وهنوز قیافه آن فرد بعد از جواب رد من در ذهن من هست وبا خود می گویم خب با او هم می انداختم و تا چند روز عذاب وجدان دارم .

شاید بخاطر اول راه بودن شماست وشما هم مثل خیلی ها تغییر کنید؟

نمی دانم . شاید بعدا بهتر بشوم وراه حل آنرا پیدا کنم. ولی درکل من خیلی دوست دارم در بین مردم باشم ومثلا نشده کسی به من بگوید شما فلانی هستید ومن بدلیل عجله داشتن بگویم نه.

فکر نمی کنید این رفتار شما به دلیل این است که خاک صحنه را خوردید ومردم را از نزدیک لمس کرده اید؟

 بعید نیست.در کل من خیلی می ترسم واصلا اهلش  نیستم که  تظاهر کنم.

درپشت صحنه ساختمان پزشکان چه خبر بوده است ؟آیا با هم رابطه صمیمانه ای داشتید؟

یک چیزی به شما می گویم یک چیزی می شنوید،فوق العاده بود،از پشت صحنه اش من که یک خانم بودم وبالاخره همیشه این برنامه ها  پر از آقایان است وبالاخره همیشه باید یک مکان خاص تنها آدم داشته باشد ولی واقعا اینطور نبوده ودوست داشتم در جمع باشم وصحبت کنم .آنقدر همه سالم ،انسان ،همراه واصلا فوق العاده بود . برعکس در سینما که خیلی باید مواظب باشیم که چکار می کنیم ،چه می گوییم، در چه بحثی شرکت می کنیم اما در کل من این هشت ماه را با لذت تمام گذراندم وبا همه خوب بودیم مخصوصا خود جناب چگینی که از صبح می آمدند وحضور داشتند اما نه در صحنه بلکه در طبقه بالا اتاقی داشتند وهمیشه هم در اتاق ایشان باز بود به روی همه وهمیشه پاسخگوی مراجعین بودند .

انتخاب بازیگران با چه کسی بوده است وآیا اصرار داشتهند که از جمع تئاتری ها باشند؟

انتخاب با آقای قاسم خانی بود  ولی نه به این شکل نبوده است که حتما بخواهند از تئاتری ها باشند . البته شبکه هم با این موضوع که بخواهند تئاتری باشند مخالف بود ولی با پیگیری وسرکار ایستادن بچه ها مخصوصا جناب چگینی این گروه تشکیل شد.

شما پس از بازی در مامور بدرقه یک اظهار نظر عجیبی انجام دادید وفرمودید که دیگر در بازی های طنز بازی نمی کنید ولی چند سال بعد در فیلم  بعداز ظهرسگی سگی ایفا نقش کردید، دلیل ان تصمیم چه بوده است؟

اولا انتخاب اول من در بعداز ظهر سگی سگی این بود که برای آقای جوزانی بود ومن هم خیلی دوست داشتم که با آقای جوزانی کار کنم . از یک طرف هم می دیدم که بازیگرانی که حداقل در کار طنز موفق هستند در اینجا جمع هستند وفیلمنامه ای که در ابتدا من خواندم ،فیلمنامه ضعیفی نبود واگر ساخت فیلم مورد توجه قرار نگرفت،دیگر این یک بخش دیگر است ولی فیلمنامه ای که من خواندم ،فیلمنامه خوبی بود وحتی به من واگذار شده بود که کدام یک از این دو نقش را انتخاب می کنی ومن در آنوقت دیدم یکی از نقش ها که زن طرف می باشد ولی نقش دیگر ،کمی نقش متفاوت تری بود واز آنجایی که من دوست ندارم در هیچ نقشی گیر کنم ودر واقع در بین این دو زن نقشی که من انتخاب کردم نقش جدی تری بود . در واقع  دوست داشتم نقش کمی جدی تر کار کنم و در موقعیت طنز قرار بگیرم . چون اگر الان بگویید باشد من در کار طنز هستم متاسفانه دیالوگ های بسیار هجوی خواهید گفت پس حداقل اگر حق انتخاب دارا باشید باید نقش جدی تر را انتخاب کنید که جدی بازی کنی تا شاید در موقعیت طنز کمدی بشود واگر نبود لااقل شما نقش جدی دارا باشید . تنها اتفاقی که در این کار افتاد این بود که من نقش جدی تر رابرداشتم . البته ناموفق نبودن این کار را من زیاد شنیده ام ولی ناگفته نماند چندین سکانس از این فیلم حذف شده است وبه نظرم ناموفق شدن این کار بداهه گفتن های زیاد بازیگران است ودلیش کم بودن زمان فیلم بوده است.

هنوز اعتقاد ندارید کار ضعیفی بوده است؟

کار ضعیفی بوده است که،میدانید من حداقل که نه صددرصد چرا؟در هر حال کار طنز چند دسته بندی دارد یک کار طنز موفق است بخاطر نوشته اش ،بازیگرانش و...مانند همین ساختمان پزشکان، یک کاری هست پر بازیگر است،داستان هم می تواند داستان خوبی باشد حداقل این بود که اگر ما بداهه گوییم هایمان را کنار می گذاشتیم خود داستان ،داستان خوبی بود.

در حال حاضر در سینمای ایران فیلمی وجود دارد که شما کار طنز آن را بپسندید واصلا کار آن را طنز بدانید؟

نه

مثلا ورود آقایان ممنوع؟

من ندیدم ولی خیلی تعریف آن را شنیده ام وخیلی دوست دارم بروم وببینم.

بر اساس چه فاکتور هایی نقش خود را انتخاب می کنید؟

براساس متفاوت بودن آن ،مثلا اگر نقش گذشته ام مثبت بود ایندفعه منفی باشد اگر قرار باشد همیشه دختری باشد همیشه فقیر یا پولدار ،نه انتخابش نمی کنم.

در یکی از گفتگو هایتان عنوان کرده بودید ،دلیل کم بودن کار من درتئاتر پایین بودن صوت صدا وحرکاتم است که اصلا به درد تئاتر نمی خورد،آیا این درست است یا خیر یا اصلا گفتگو خیالی بوده است؟

من گفتم!؟برعکس من زیاد کار تلویزیون زیاد نمی توانم انجام دهم زیرا صدایم به تئاتر بیشتر می خورد،من همینجا به شدت تکذیب می کنم.اما این مطلب را حتما تکذیب کنید بنده سال ها بر روی بیانم کار کرده ام وفقط بخاطر همین موضوع به درد تئاتر می خورم وگرنه هیچ فاکتور ویژه دیگری ندارم که بخواهم تئاتر کار کنم.

دربین کارهایی که تا به حال انجام داده اید ،کدام یک بیشتر به دل شما نشسته است؟

ساختمان پزشکان .زیرا واقعی تر بود . تمام اتفاق ها در آن بود خودم می توانم بگویم در یک کاری عصبانیت وگریه وخنده وهمه چی در این نقش دیدیم،مهمتر از همه اینها زیرزیرکانه بودن نقش است که به خوبی دیده می شد.

فکر نمی کنید کمی در این سریال اغراق وجود داشت ،مثلا در رابطه مادرشوهر وپدر شوهر با شما یا...خودتان نظرتان دراینباره چگونه است؟

درهر حال طنز یعنی شوخی با یک چیزی ،خب اگر ما نتوانیم با یک چیز به راحتی شوخی کنیم آن خوب از آب در نمی آید . مخصوصا ما خط ممیزی ها وخط قرمزی هایی در کارهایمان داریم که نمی شود از خیلی از چیزها فراتر رفت . پس چند حالت وجود دارد . یا باید به سمت هجو ولوده بازی ولوله توسر هم زدن برود ویا یکسری از طنزها طنزهای اغراقی است که اگر درون آنها این کار را انجام ندهیم دیگر حرف قابل گفتنی آن کار ندارد،پس شوخی می کنیم با بعضی از مسائل مثلا،موضوع پدرشوهر مادر شوهر با عروس،موضوع هوو با هوو،این ها است که سعی می کنند با پا فشاری بر روی بعضی از مسائل طنز را مشخص تر انجام بدهند.

پس خدا را شکر از این مجموعه شکایتی انجام نگرفته است؟

نه خدارا شکر،من در همه مصاحبه هایم تشکر کرده ام .واقعا خیلی کم بوده است مثلا می توانم بگویم حدود 5درصد بوده است که همیشه هم گفته ام خدا راشکر که اگر این اتفاق نمی افتاد معلوم نبود که چه بلایی بر سر کار می آمد ولی تا امروز قشر پزشک ما که یک قشر روشن فکر در جامعه است نشود با آنها شوخی کرد دیگر ازاقشار دیگر نمی توان توقع دیگری داشت ولی شاید این بابی بشود که بتوانیم بابی را برای شوخی با قشرهای دیگر هم انجام دهیم ولی در اواخر کار مشاهده می کردم یکسری اعتراض هایی وجود دارد.

می شود به چند اعتراض اشاره فرمایید.

اعتراض داشتند به حلال وحرام،محرم ونامحرم ،از این نوع ایرادات گرفته بودند.

چقدر خود شما در تغییر نقش اصلی شخصیت دخیل بوده اید؟

ماطبق جلسه ابتدایی که یک نشست داشتیم،خب دیدم برای نقش ابعاد مختلفی درنظر گرفته اند مثلا یک دختر شیطون ساده نیست ،می گویند که این نقش یک دختر هنرمندی است که اختلال روانی داشته است،یعنی یک بیوگرافی داشته است یعنی یک شناسنامه کاملتری نسبت به شخصیت های دیگری داشته است ولی وقتی این را دستت می دهند خودت متوجه می شوی من از این فراتر نباید بروم ولی تا این حد جا دارم،مثلا عدم اعتماد بنفس کامل در برابر همسر سابق شوهریا صبری او در برابر مادرشوهریا مشکلات شخصی که با خود شوهر دارد ولی در عین حال همه دارند به او زور می گویند.خب این ابعاد مختلف شخصیت مشخص بود،خب وقتی ما این را فهمیدیم ،البته این را بگویم که اصلا من به خودم اطمینان نداشتم که بتوانم این نقش را در بیاورم وهمان روز اول هم به آقایان قاسم خانی وصحت گفتم که من کار هرشب از پس آن بر نمی آیم وآنهاهم به من اطمینان دادند که شما خیالت راحت باشد  .چون اتفاقا ما نمی خواهیم که یک نفر با صدای خاص ویا فیزیک خاص یک نقشی را بازی بکند این نمادی باشد از یک نفر در جامعه یا آدم صاف وساده ای که ولی در موقعیت های مختلفی قرار می گیرد ومن هم فکر می کردم یکی از همین دلایلی که من وآقای تشکر را در کنار هم قرار داده بودند همین جدی بودن صدایمان بود که در موقعیت های مختلف شوخی هایی که با آنها می شود یک کمی طنزش می کند ولی از روز اول نگران بودم که من فکر نمی کنم بتوانم از پس این کار برآیم ولی به بنده این اطمینان را دادند که نه خیالت راحت باشد.

در ساختمان پزشکان کدام نقش را بعد از نقش خودتان بیشتر به آن علاقه داشتید؟

خانم شیرزاد،چون خیلی جای کار داشت وخانم دهقان از جایی که برای ایشان در نظر گرفته شده بود استفاده مفید کردند در صورتی که هر بازیگر دیگری که می آمد اینقدر مانند خانم دهقان موشکافانه از هر لحظه استفاده نمی کرد اگر دقت کرده باشید در یک سکانس دیالوگ ها یک شکل نوشته شده بود ولی خانم دهقان با شکل متفاوت آنرا بیان می کند وهمه این کار ها ابتکار خودشان است ومطلبی نیست که به ایشان گفته باشند.

بیشتر کار تلویزیون را دوست دارید یا کار سینما را؟

کار خوب هر جا باشد دوست دارم یعنی درابتدا اعتقادم سینما بود ولی حالا آنقدر سینمای ما رو به افول است به نظر من،که فقط باید بگویم کار خوب ،که اگر کار خوب باشد فرقی نمی کند.

کار خوب منظورتان از دید مردم است یا از دیدفیلمنامه؟

فیلمنامه.

یعنی حاضر هستید فیلم کم بازدید باشد ولی فیلمنامه خوب باشد ودر آن بازی کنید؟

شما بیایید ببینید ما چه فیلمنامه هایی می خوانیم ،به ما می گویید آفرین بهترین انتخاب راکرده اید.واقعا فیلمنامه ای موجود البته بعضی از آنها خیلی خیلی ضعیف هستندمخصوصا اگر قرار باشد طنز باشد یعنی قرار است چند نفر بیایند گدایی خنده انجام دهند.

شما سریال قهوه تلخ را مشاهده کرده اید؟

نه متاسفانه یعنی وقتی آن بیرون آمد ما هم سر این کار رفتیم ولی حتما می گیرم ومی بینم.

اگربطور همزمان، هم در قهوه تلخ وهم در ساختمان پزشکان به شما پیشنهاد کار می شد ،شما کدام یک را انتخاب می کردید؟

هرکدام که نقشم پررنگتر می بود،چون درساختمان پزشکان از ابتدا می دانستم نقشم جای کار دارد ونقشی نیست که آمد ورفتی باشد.

پس اصلا به کارگردان وبه عوامل آن توجهی نمی کردید؟

نه دیگر با همین شرایط که سختمان پزشکان با نویسندگی آقای قاسم خانی وصحت واین نقشی که به من پیشنهاد شده وقهوه تلخ با کارگردانی آقای مدیری در حالی که نقشم را نمی دانستم.

شما چند فیلم اکران نشده دارید؟

در واقع دوتا که یکی از آنها را اصلا فکر نمی کنم در ایران اجازه اکران پیدا کند،یکی از آنها کار خانم اکبری است که اسمش ردیف 20 قطعه 20 شماره 20است که فکر کنم اسمش تغییر کند ونمی دانم در ایران پروانه ساخت بگیرد یا خیر ودیگری که در آن یک نقش کوتاهی دارم ولی داستانش را خیلی دوست دارم (همه چیزهایی هست که نمی دانی)کار آقای صاحب زمانی است که با خانم حاتمی وکرامتی همبازی هستم.

ژانر کاری را باز هم طنز ادامه می دهید؟

اصلا!

مانند کار های قبلی ؟

در داستان های قبلی هم من واقعا تیپ خاص ویا طنز بازی نکردم،شاید نقش هایم بر اساس گفته هایم طنز بوده باشد ولی حالات ورفتارم طنز گونه نبوده است البته این را در نظر بگیرید که دست زن ها در کار طنز تلویزیونی نسبت به تئاتر بسیار بسته تر است ولی اگر فیلمنامه وبازیگر های روبرویم خوب باشند چرا انجام می دهم هرچند سعی من بر این است که نکنم.

رابطه شما با موسیقی فیلم چگونه است؟

قشنگ بود از آن خوشم آمد اما اصلا به سریال نمی آمد چون یک ریتم عاشقانه داشت واین سبک سریال نبود اما باز هم فکر می کنم این خواسته شده بود ازآقای خسروی واین سلیقه شخصی ایشان نبوده است.

رابطه شخصی شما با موسیقی به چه شکلی می باشد؟

من خودم همسرم در کار موسیقی هستند وآهنگساز هستند ومی توانم بگویم 24 ساعته در خانه ما این داستان ها را دارند و گلاویزند واصلا با خواننده همخوانی ندارند وکارشان کاملا کلاسیک است.

به عنوان حسن ختام دوست دارید با کدام بازیگران هالیوودی همبازی شوید؟

،آرزو برجوانان عیب نیست،با جنیفر خیلی دوست دارم،با دی کاپریو واین دیگه خیلی رویا پردازی است ولی آلپاچینو ولی خیلی مانده تا من خودم را در جایی بدانم که باور داشته باشم که  می توانم در کنار اینها بازی کنم.


†ɢα'§ :
یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ ٥:۱٥ ‎ب.ظ |- حسین وردی -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§