فاطمه معتمدآریا دغدغه این روزهای خود را به جستجوی تعادل گشتن عنوان کرده است و اعتقاد دارد که آنها یک نوع آفرینش انجام می دهند ،به همین دلیل می گوید بعضی ها باید دهانشان را آب بکشند وبعد اسم بازیگران را  بیاورند

*من نمی توانم بگویم بحث ممنوع الکاری من شایعه است،چون بعضی ها سناریوهایی را برای کار فرستادند وچون نام من در آن سناریو به عنوان بازیگر برده شده آن کار رد شده.این موضوع به من ارتباطی ندارد، زیرا به خود من هنوز به شکل مکتوب هیچ شخصی حرفی نزده است. در مورد تلویزیون هم، درست همین روزها سناریویی بی نهایت زیبا از طرف علی طالبی برای بازی به من پیشنهاد شد که متاسفانه بعد از دو سه هفته رایزنی چون من فرصت کار روی یک پروژه را به مدت 6 ماه به دلایل شخصی ندارم،نتوانستم همکاری کنم.اما هیچ منعی برای کار من وجود نداشت.

 

*تعادلی که من در سینما من به دنبالش هستم، بخشی از آن به اینجا می گردد.این روزها وضع سینما وحالش خوب نیست.نمی توان گفت فقط وضع سینما،وضع کار فرهنگی وهنری خوب نیست. بخشی از این قضیه مربوط به مسئولان فرهنگی می شود که فکر می کنم قبل از اینکه بخواهند به مسائل فرهنگی فکر کنند،همه چیز را در دایره محدود سیاسی نگاه می کنند. غافل از اینکه فرهنگ خیلی گسترده تر وخیلی ظریف تر از سیاست است که بخواهند با آن برخورد کنند.حقیقتا من در هیچ دوره ای این قدر نابسامانی در موقعیت سینمایی ندیدم که خود اهالی سینما واعضای یک صنف بنشینند وبگو یند این بازیگربرای کار مشکل دارد وآن بازیگرمشکل ندارد!آنها باید مشکلاتشان را حل کنند.این طور نیست که یک کارگردان بگوید از نظر من خانم های فلانی وفلانی چون نمی خندند مشکل ندارند وخانم های فلانی وفلانی چون می خندند ، از نظر من زن های فاسد در این سینما هستند.در بازیگری آفرینش صورت می گیرد. در واقع هر بازیگر واقعی برابری می کند با نوعی آفرینش هنری.زمانی که من از وجود خودم شخصیت دیگری را بوجود می آورم، در واقع من در حال آفرینش هستم. پس وقتی این کار را انجام می دهم، باید قبل از بردن نام من طهارت داشته باشند. هرکسی اجازه ندارد نام مرا به عنوان بازیگرببرد. قبل از بردن اسم هر بازیگری باید دهانشان را آب بکشند واسم بازیگری را ببرند. حالا یک نفر بلند می شود و می گوید این بازیگر این جور وآنجور است. این همان چیزی است که عدم تعادل ایجاد می کند.اصلا زمان این حرف ها نیست. در سینما بوی کباب می آید ولی اتفاقی نمی افتد که کسی بخواهد نصیبی از آن ببرد.

عده ای در زمینه مسائل فرهنگی حاشیه سینما را پر کرده اند که حاشیه سینما هستند. درون سینما اتفاق دیگری می افتد. در سینما همه فکر می کنند ما با هم یک خانواده هستیم. همه نسبت به هم احترام، علاقه،وظیفه شناسی ومسئولیت پذیریشان بیش از آن چیزی است که دیگران می خواهند از سینما واهالی سینما نشان دهند. ما همه با هم یک خانواده هستیم .ما با هم بزرگ شدیم،رشد کردیم،با هم ازدواج کردیم،با هم بچه دار شدیم،بچه هایمان با هم ازدواج کردند وبا هم داریم پیر می شویم.هیچ کس نمی تواند این گذشته را از سینمای ما بیرون آورد. چون مردم دیدند،پس هست.این آدم هایی که مثل دمل چرکی وارد سینمای ایران شدند،نمی توانند بفهمند من با کسی که بغل دستم نشسته از برادر نزدیک تر هستم،جزء این حس دیگری ندارم . در نتیجه این چیزی است که در سینمای ما عدم تعادل ایجاد کرده است.افکار کاملا جدا وبیگانه با سینمای ایران می خواهند بر سینمای ایران قضاوت کنند. اصلا چه قضاوتی در مورد سینمای ایران وجود دارد؟ قضاوت سینمای ایران را فیلمهایش انجام دادند،بهتر است بروند ببینند چه فیلمی در سینمای ایران چه کار می کند، بروند راجع به آن صحبت کنند با آدم های آن چکار دارند.

 

* من معتقدم نباید زیاد به این حرف ها اهمیت داد الان هم که بیان کردم، می خواستم بگویم این افکارباعث عدم تعادل در هنر می شوند. من اندازه وبرابری بین خودم واین حرف ها نمی بینم که بخواهم پاسخی به این گونه حرف ها بدهم.مثلا رفتارهایی که با من می شود، خیلی رفتارهای جالب وخوشایندی نیست، اما عیبی ندارد. من برای این نیامدم که از حرفه ام بهره برداری کنم. من صلیبم را خودم بر دوش می کشم. من نیامدم اینجا که فقط بار خوشی با خودم حمل کنم. من آمدم که تمام گناهان دیگران را نیز بر صلیب خودم بگذارم. در حرفه ام این گناهان را بر دوشم می کشم وبرای حرفه ام نه خارج از آن. این مسائل یک مساله جدا هستند. من نمی گویم حرفی راجع به این قضایا زده بشود یا نه، چون این حرف ها اهمیتی ندارد. باید از کنرش گذشت.مسلما بازتاب این حرف ها در هر مکانی حتی در روستا های دور افتاده هم خیلی طول می کشد تا از بین برود. زمان زیادی لازم است تا زخم این حرف ها ترمیم شود. ولی نمی شود گفت که درمانی برای این زخم ها وجود دارد. فقط باید این زخم ها را از بین برد.

 

*آتش زدن بیلبورد اینجا بدون من واز این قبیل جریانات ،به من ارتباطی ندارد. یک سری تظاهر های غیر فرهنگی به مسائل فرهنگی هست که به منارتباطی ندارد، به آنهایی ربط دارد که این کارها را انجام می دهند. باید خودشان پاسخ گو باشند. مثلا بیلبورد من را آتش بزنند یا تصویر من را از بین ببرند، برای من چه سود وضرری دارد!؟ فقط تهیه کننده ای که هزینه این بیلبوردها را پرداخت کرده متضرر می شود که من در واقع با دلسوزی خیلی زیاد نسبت به این کارتهیه کننده، از عزت الله ضرغامی رئیس صدا وسیما خواهش کردم تیزر های تلویزیونی فلان فیلم را بدون اسم ونشان دادن تصویر من پخش کنند. برای اینکه ضرر آن فیلم ها جبران شود، ایشان هم خیلی با تواضع با این مورد برخورد کردند. این مسائل به من مربوط نیست. این مسائل برای یک جامعه فرهنگی تاسف بار است به فردایش مربوط نمی شود. به آن چیزی مربوط می شود که در حال جریان پیدا کردن است.


†ɢα'§ :
شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ ٢:۱٦ ‎ب.ظ |- حسین وردی -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§