سخت است ولی واقعیت دارد که زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ! این مساله ای است که این بازیگر جوان والبته محبوب کشور بخوبی با آن دست و پنجه نرم کرده است ولی هنوز هم پس از نزدیک به 5 سال ممنوع الکاری دست از این رویه بر نداشته است ومعتقد است همیشه باید راستش را گفت واصلا به دروغ اعتقاد ندارد . بازیگری که زیرآسمان شهر اوج شهرتش بود هرچند بازی در آن سریال را اولین اشتباه زندگیش می داند ومعتقد است اصلا بازیگر طنز نیست.

آیا واقعا پرستو صالحی دشارژ شده یا ما چنین احساسی داریم؟

کاملا اما نه به معنی دشارژ, روزی در شبکه اجتماعی عکس 20 سالگی خود را گذاشتم و زیرش نوشتم "نمیدونم من زیاد غرغرو شدم یا زمونه بهونه زیاد بهم می ده""من معترض یا عصبانیم یا مورد برای اعتراض وعصبانیت زیاده""من بداخلاق شدم یا دور و ورم چیزای ناراحت کننده زیاد وجودداره که باعث عصبانی شدن من میشه" و انتهاش نوشتم توی بیست سالگی این چیزیکی الان هستم نبودم چون واقعا الان یک آدم معترض عاصی بداخلاقم...

از چه مقطعی این حس در شما بوجود آمد؟

نمی دانم در چه سالی ,ولی از جایی شروع شد که حس کردم هیچ چیزی سرجای خودش نیست .من از 5 سالگی به این حرفه علاقمند شدم ,زمانی که فیلک سلطان قلب ها رو دیدم وعلاقمند شدم به بازیگری تا بعدش در تمام این سال ها خیلی ایده عالیستی فکر می کردم ,چون به نظر من ضریب خطای هنرمندان قدیمی صفر بوده یا خیلی ناچیز,در کل ما هر چه انسان موفق در هنرها یا کارهای فردی داریم برمی گرده به دوران قبل انقلاب , خب این یعنی چی؟به نظر من هیچ آدم نخبه ای از سال 1360 به بعد نداریم!

من همیشه میگم اگر خدایی نکرده آدم های تا سال 50 ما تمام شوند اونوقت ما باید چه کنیم و اصلا چه بحرانی اتفاق می افتد؟

در این 16 سال چه اتفاقاتی برای شما رخ داده است که حال واحوال شما اینگونه آشفته شده است؟

راستش را بخواهید تقصیر خودم بود که بخاطرانجام دادن چند اشتباه به این نقطه رسیدم, اولینش بازی در زیر آسمان شهر واصلا بازی کردن در کار طنز بود,من بازیگر طنز نبودم ولج کردم و رفتم سر کار طنز البته طنز برای من قابل احترام است اما نه این طنز ها که بیشتر شلنگ تخته می اندازند ومنظور من طنز فاخر است ولی من بازیگر طنز نبودم چون در آن سال ها سینمای ما که اصلا کاری به نام طنز نداشت وکسانی که کار طنز هم می کردند از کار های درام وجدی دور می شدند وبه جرات میگم خیلی ها بابت کار کردن من در طنز به من اعتراض کردند , البته کار زیر آسمان شهر بد نبود بلکه من برای اون کار نبودم وهنوز که هنوز بهد 10 سال من را با اون نام صدا می کنند ومن بخاطر یک کار طنز بسیار کار تاریخی و جدی از دست دادم واین برای من خیلی سخته که یک کار طنز کار کردن من را در ژانر های دیگر را زیر سنوال برد.

چرا تمام کسانی که  در زیر آسمان شهر بودند مثل مهران غفوریان در ادامه کاری زیاد سرنوشت جالبی را تجربه نکردند؟

مهران غفوربان قدر ندونست و مغرور شد وگمان می کرد دنیای طنز در دستشه , خیلی ها فکر می کردند زیر آسمان شهر بخاطر پاورچین خراب شد ولی اصلا اینطور نیست و زیرآسمان خودبه خود خراب شد.

غفریان در زیرآسمان شهر 1 و2 از چهره های طنز تلویزیونی استفاده کرد و موفق بود ولی متاسفانه یک لحظه جوگیر شد و فکر کرد آقای عبدی در کار طنز تلویزیونی جواب می دهد  که نشد. آقای عبدی بازیگر بسیار توانایی است ونمیاد خودش رو خرج یک کار 90 شبی تلویزیونی کند واین یک واقعیت است ومن هم به استاد اکبر عبدی حق می دهم که خودش راخرج یک کار 90 شبی نکند چون .اقعا حیف بود خودش را در 90 شب خرج کنه پس اشتباه بود.

شما خودتان از زیر آسمان شهر چقدر نفع مالی بردید؟

من ماهی یک میلیون و صد می گرفتم .

بریم سراغ اشتباه دوم , کمی از اشتباه دوم خود بگویید؟

اشتباه دوم من در انتخابات سال 84 رقم خورد و ورودم به فضای سیاسی که اگر بمیرم هم دیگر به این فضا ورود پیدا نمی کنم.

این 4 سال بر شما چگونه گذشت؟

4 تا 365 روز از زندگی عقب افتادم ,البته باز هم حرف هایم را می زنم چون عشقم فردین وبوده وهست و اولین چیزی که که جلوی آقای رفسنجانی هم گفتم این بود که هنوز برای فردین گریه می کنم چون هنر ربطی به سیاست نداشت ولی هنرمند محبوب کشور اینقدر در خانه ماند که دق کرد ومرد !من اونجا گفتم هنوز کسانی مانند مفید ها جنازه شان در خارج از کشور خاک است,اجازه دهید جنازه این ها به کشور باز گردد.

و عکس العمل ها در قبال این سخنان؟

اطلاعات مرا خواست وگفت منظور شما ویگن بوده و ویگن جزو فراماسونری و کوفت و زهر مار است که به نظر من هی کس این موضوع خبر ندارد ومن هم در جواب آنها گفتم منظور من ویگن بوده و...بوده واصلا من بی بی سی فارسی چیم و منظور من همه این ها بوده است , می دونید اگر بخواهند همه چیرو به هم ربط بدن می دن وما هم کاری نمی تونیم بکنیم . به من گفتند چون به قبل انقلابی ها خیلی علاقه داشتی برو بشین کنار همون ها!

من در این 4سال افسردگی گرفتم و هم یک تصادف شدید کردم که استخوان های گونه ام از4 جا شکست ودو سالم به این شکل گذشت ودو سال دیگر را هم یادم نیست.

پیش خودتون نگفتید برم درون شبکه های خارجی حرف بزنم و...

نه چون من بدلایلی شبکه های خارجی را قبول ندارم,چون به نظر من هر چه وضعیت اینجا بد باشه باز هم کسانی که خارج از کشور دارند زندگی می کنند حق دارند اظهار نظر کنند, به نظر من این کسانی که از دور دارند فقط اعتراض می کنند ابتدا بیایند اینجا زندگی کنند سختی بکشند بعد اعتراض کنند نه اینکه از اون سر دنیا بشینند وهرچی دوست دارند بگن وهیچ اتفاقی براشون نیفتد.

شما علت فرار کردن به کشور های خارجی را در قشر هنرمند چه می دانید؟

خستگی,چون واقعا بعضی وقت ها آدم به حلقومش میرسه! شاید گاهی من هم تصمیم گرفتم دل بکنم و برم ولی آخرش نمیرم چون عاشق اینجام و چون می دونم مرگ خیلی نزدیکه حاضرم تمام مولکولام جذب خاک ایران بشه , نه من نمیرم ولی شرایط خیلی سخته!

پیشنهادی هم در این باب به شما شده؟

خیلی ,مخصوصا پس از اتفاقات انتخابات از شبکه های سیاسی پیشنهادات زیادی داشتم.

دو نفرهستند که در ورزش وهنر اسطوره هستند که یکیش فردین ودیگری ناصر حجازی است و هر دو تفر این ها تا آخرین لحظه زندگیشان خون دل خوردند ولی ماندند ومن هم مرید آنها هستم وهر کاری که اون ها انجام داده اند می کنم .

هرکاری؟

هر کاری, وقتی شما مریدت یک نفر می شود پس طبیعتا باید از اونها حرف شنوی داشته باشی.

و اما موزیک ویدیو و حواشی پس از آن!

بله این موضوع به زمان ممنوع الکاری من بر می گردد.این کار لج دوم به خود من بود,آقای حسین استیلی با من تماس گرفت و گفت خیلی دوست دارم در کلیپ من بازی کنی ومن هم گفتم باشه چون یه لحظه فکر کردم شاید این کار بتونه در آینده کاریش خیلی بهش کمک کنه و دقیقا این اتفاق هم افتاد وبرای من این کار یک کار قرض الپسنده بود.البته بگم قرار بود این موزیک در ایران موزیک پخش شود وخبر نداشت ایران موزیک هم قرار است ممنوع شود واما اینکه خودش داده پ ام سی حتما خودش داده و باید از من اجازه می گرفت وبه نظرم یک ندونم کاری کرد.

اولین حاشیه این کار چه بود؟

فکر کردند دوست این آقا هستم چون تا اون لحظه بازیگری کلیپ بازی نکرده بود وبرای همین اولین نکته ای که به ذهنها می رسید اولش ارتباط بود وبعدش پول که البته هیچ کدوم از اون ها نبود.

شما این را هم بدونید از طرف هیچ ارگان یا نهادی به من اعتراض نشد, حتی حراست صدا و سیما هنوزم که هنوزه به من نگفته چرا رفتی کلیپ بازی کردی!

در زمان انتاخابات سال 84 اگر مطالب واتفاقات در اینترنت نوشته می شد کاملا می تونم بگم می شدم ژاندارک و دیگه کسی نمی گفت بخاطر کلیپ ممنوع الکار شدی ولی چون این اتفاق پخش نشد کسی نفهمید چرا فلانی نیست وهمه فکر کردند صلحی بخاطر کار در یک کلیپ ممنوع الکار شده در صورتی که نبودن من هیچ ارتباطی به پخش کلیپ نبود.

پس از گذراندن محرومیت وقتی جلوی دوربین رفتید چه حسی داشتید؟

حس خوبی بود واقعا دلم برای دوربین تنگ شده بود البته الان بیشتر از همه دلم برای دوربین سینما تنگ شده . متاسفانه هنوز بعضی ها فکر می کنند من ممنوع الکار هستم در صورتی که دو سال می شود فعال هستم.

متاسفانه میگن زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد قضیه منه , چون اصلا نمی تونم دروغ بگم یا بهتر بگم نمی  خوام دروغ بگم  ودوست دارم با آدم ها صادق باشم چون هر چقدر هم سر آدم ها رو گول بمالی یه روز دستت رو می شه برای همین دوست دارم همیشه راست بگم, اگه شما توجه داشته باشید در زمینه تیم ورزشی هم اولین کسی بودم که گفتم طرفدار چه تیمی هستم .

مردم ما درسته که یک جاهایی حواسشون نیست ولی اگر باهاشون صادق باشی می پذیرنت وقبولت خواهند داشت , من همیشه مثالم فردین ,ببینید یک آدمی 25 سال بازی نمی کنه ولی هنوز سوپر استار , شما نگاه کنید اگر بخواهیم از دید بازیگری ببینیم باید تمام می شد ولی چرا فردین بعد از 25 سال هنوز اسطوره است؟ شما وقتی هر روزی از هفته بهشت زهرا برید این قبر شستش ومن قسم می خورم این ربطی به بازیگری نداره چون خیلی بازیگر اونجا خوابیده ولی چرا همه اینطوری نیستند و فقط حجازی و فردین به این شکل در یاد ها می مانند شما مطمئن باشید نکات دیگری از حجازی هست که اونو اسطورش کرده . مردم صداقت فردین و حجازی رو بو کشیدند وبه اون ها جذب شدند . این نکته تو همه جا صدق میکنه مثلا شما صحبت 10 تا خطیب رو گوش میدی ولی فقط یک نفر از اونها می تونه با تو ارتباط برقرار کنه مثلا آیت الله الهی قمشه ای یه بار یه حرفی زد که برای همیشه تو ذهن من ثبت شد و اون این بود, " زن در جایگاه ناز و مرد  در جایگاه نیاز  حالا خاق ومخلوق هم همینطور است . یعنی اینقدر این ناز و نیازه در ذهن من خوب ثب شد که مکررا تکرار میشود.

گاهی اوقات یه حرفایی از آدمایی مثلا فوتبال آقای حجازی در ذهن همه ثبت شد .

به عنوان حسن ختام مصاحبه در این سال ها بیشترین حرفی که به شما می زده اند چه بوده است؟

می گفتند زیاد حرف می زنم و فکر عاقبتشو نمی کنم.


†ɢα'§ :
سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ ٤:۱۳ ‎ب.ظ |- حسین وردی -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§