سارا دختری خونگرم از خطه اهواز است که با کلاه پهلوی وارد هنر هفتم شد و می گوید سینما را دوست دارد ولی هیچگاه عاشق آن نبوده است . وی می گوید:من با چشم های خودم دیدم که خیلی از بازیگران جوان که عشق بازیگری دارند و دوست دارند دیده شوند تن به هر کاری میدهند تا به این شهرت برسند


خانم منجزی چگونه پایتان به عرصه سینما و تلویزیون باز شد؟

من برای حضور در این عرصه انتخاب شدم.

توسط چه کسی و چگونه معرفی شده اید؟

در یک مجلسی حاضر بودیم که جناب شریفی نیا آمدند و گفتند شما چند جلسه تشریف بیاورید به پشت صحنه سریال کلاه پهلوی و از آنجا بازدید کنید.

بنده قبل از بازیگری مدیر دفتر یک شرکت مخازن نفتی بودم و زمانی که به سر صحنه سریال رفتم جناب وحیدی مدیر تولید آن کار به سراغ من آمدند گفتند بیا برای پرو لباس چون آقای دری شما را پسندیدند تا در نقش یک دختر مسیحی به نام تانیا بازی کنید.

آیا شما در این سه سال کلاس هم برای آموزش بازیگری رفته اید؟

اگر راستش را بخواهید درست است که به طور اتفاقی وارد این عرصه شدم ولی علاقه فراوانی هم به بازیگری داشتم برای همین تلاش های فراوانی از جمله حضور در کلاس های خانم حاجیان به توصیه آقای شریفی نیا را رفتم و در کنار آن کلاس های فن بیان را گذراندم و هنوز هم مشغول هستم .

یک کار تاریخی که واقعا یک کار فرسایشی است به نظرتان خیلی سخت و خسته کننده نبود برای یک بازیگری که قرار است تازه کار خود را آغاز کند؟

به نکته خسته کننده بسیار خوب اشاره کردید ولی بسیار نکته آموزشی برای من داشت. برای من که دختری لوس بودم و داشتم اولین کارم را می کردم واقعا از ساعت 4 صبح تا 11 ،12 شب بسیار سخت و خسته کننده بود .

پس با تفاسیری که خود شما نقل می کنید ورودتان به عرصه بازیگری بر اساس ظاهر بود؟

اگر بخواهیم بهتر بگوییم شاید به آن نقش می خوردم چون زمان زیادی بود که دنبال کسی می گشتند که نقش دختر مسیحی را بازی کند ولی بله درست است چون تجربه ای در این عرصه نداشتم.

خود شما با ورود بازیگران بر اساس چهره به سینما موافق هستید؟

نمی دانم چه جوابی بدهم ولی چهره هم مهم است ولی نه به اندازه تجربه و تخصصی که باید یک بازیگر داشته باشد. مثلا بازی بیتا بادران را بازی اش را بسیار می پسندم و زمانی که به بازی او نگاه می کنید کاملا می توانید حس و خود آن نقش را کاملا احساس کنید برای همین اصلا برای کسب تجربه و گذراندن کلاس اصلا اباء ندارم و تا زمانی که به سطح ایده آل استادان خود نرسم به آن ادامه می دهم.

سحر قریشی یکی از بازیگران جوان کشور است که در اولین کار سریالی و دومین کارش پس از دردسر بزرگ که هم بازی شما بود توانست جا پای خود را محکم کند ، خود شما فکر می کنید کلاه پهلوی چنین اتفاقی را برای شما رقم بزند؟

شاید ولی قطعا نمی دانم چون در این کار حدود 150 بازیگر مشغول ایفای نقش هستند و هر کس به یک شکل است ولی خدا را شکر در این کار بنده کمی رنگین هستم از آن نظر که یک دختر ارمنی هستم با یک لباس پفی و در جاهایی که همه حجاب دارند من ندارم و چیز های دیگری که سبب متفاوت بودن این نقش از نقش های دیگر می شود که امیدوارم در آن دیده شوم. ولی بسیار امیدوارم که در امسال دیده شوم چون تلاش های زیادی در این سه سال انجام داده ام ولی باز هم نمی دانم که شود یا شود!

به کدام یک از فیلم های امسال خود امیدوار هستید که اتفاق بزرگی را برای شما رقم بزند؟

در حال حاضر هیچ کدام.

چرا فیلمنامه ها یا کارهایی را قبول نمی کنید که دیده شود و در حد استار شدن باشد؟

برای اینکه تمام نکاتی که شما گفتید احتیج به پارتی دارد که من ندارم.

کمی از سریال از یاد رفته و بازی در به جای بهنوش طباطبایی بگویید که اتفاقی افتاد که شما در نقشی کوتاه و دور افتاده به کار گرفته شدید؟

با من تماس گرفتند و گفتند اگر به دلایلی بهنوش به این نقش نرسید شما باید نقش این دختر را بازی کنید که خدا را شکر بهنوش رسید ولی بعد از آن به اصرار آقای حسن پور من نقش سارا را بازی کردم ولی اگر کمی تجربه ام بالاتر بود هیچگاه این کار را قبول نمی کردم چون زمانی که ما در وین بودم آقای حسن پور حق داشت فضای وین را نشان دهد تا اینکه بر روی من زوم کند.

فکر نمی کنید خود شما هم در این دیده نشدن مقصر باشید، شاید حتی در فیلمی که در نقش های اصلی هم قرار دارید در پوستر فیلم یا حاضر نیستید با در همین خنده در باران به صورت محو نشان داده شده اید؟

شاید، در خنده در باران گفتند که چرا عینکش روی سرش قرار دارد یا چرا رنگیه یا ...

اعتراضی انجام ندادید؟

تنها اعتراض من در این چند سال فقط بر سر دردسر بزرگ بود که بسیار دلگیر شدم ؛ واقعا هنوزم که هنوز است نفهمیدم چرا در پوستر نبودم چون ما 4 نفر همه حووی هم بودیم و از نظر نقش در یک حد بودیم ولی...واین خیلی خنده دار است .

دنبال پارتی نبودید؟

نه چون اعتقاد دارم اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد می افتد و بیشتر از بازیگری هم به کارگردانی علاقه داشته ام و دارم چون متولد ماه دی هستم و متولدان ماه دی دوست دارند خودشان رییس باشند.

شما نیز مانند خیلی از بازیگران زن کشور مجرد هستید ؟

بله .

چرا ؟

به نظر من آقایون جلوی پیشرفت خانم ها را می گیرند ، البته حق هم دارند چون هنوز ما اینقدر باز نشده ایم .

در صحبت های خود اشاره کردید امسال قرار است اتفاق خوب قرار است برایتان بیفتد ولی در مقابلش می گویید به هیچ کدام از این فیلم ها امیدی ندارد، پس قرار است این اتفاق از کجا رقم بخورد ؟

امسال منتظر هستم یک پیشنهاد خوب به من به شود و اطراف من را دگرگون کند.

دوست دارید با چه کسی بیشتر کار کنید؟

برایم فرقی نمی کند چون من همه را دوست دارم و در کل آدم انعطاف پذیری هستم ولی کارگردان برای موفق شدن و چهره شدن یک بازیگر خیلی موثر است چون اگر کارگردان به بازیگرش اعتماد کند و به او اجازه آزادی بدهد و او را در منگنه قرار دهد بازیگر احساس راحتی بیشتری می کند و استرس کمتری پیدا می کند و تمام این ها دلیل می شود تا یک بازیگر بیشتر به خود باوری برسد و بتواند نقش را بهتر ایفا کند.

خود من هیچگاه با یک برداشت راضی نیستم چون تا به حال این اتفاق افتاده است که کاری با یک برداشت به پایان رسیده است ولی خواهش کرده ام که باری دیگر این صحنه را بگیرند .

سارا الان با سه سال پیش چه فرقی می کند و اگر سارا به سه سال گذشته باز می گشت دوست داشت به همین روش وارد سینما شود؟

صددرصد دوست داشتم با روش دیگری وارد این عرصه شوم و با تحصیل مرتبط با این رشته وارد آن می شدم چون در این چند سال اینقدر کلاس رفتم نگران هستم وفکر می کنم دیگر وقت ندارم .امسال برای سارا اتفاق حیاتی می افتد.

از نظر شما یک بازیگر خوب باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟

باید بدن ،گویش و کلام خوبی دارا باشد و توانایی باور قوی نقش را داشته باشد چون هر چقدر من بازیگر نقش را بهتر در خودم حل کنم بیننده نیز بهتر نقش را باور می کند .

خیلی از بازیگران جوانی که وارد عرصه سینما می شوند خیلی زود در گرداب حاشیه گرفتار می شوند ،شما هم در داخل این گرداب افتادید؟

واقعا خدا را شکر نه تا این لحظه حاشیه ای نداشتم . زندگی خودم را در این سه سال اگر برایتان تعریف کنم فکر نمی کنم باور کنید چون عین این سه سال را من نشسته ام خانه و چون علاقه به نوشتن داشتم وقتم را صرف نوشتن و کلاس کرده ام و بسیار امیدوارم که اولین خانم جوانی باشم که کارگردانی می کنم .

چه کاری را در حال حاضر از همه کار ها بیشتر دوست دارید؟

فیلم نگاه کردن چون دیدن بازی ،بازیگران بزرگ بسیار به شیوه کار بازیگران کم تجربه کمک می کند و شاید باور نکنید من کل هفته را به عشق این که پنجشنبه و جمعه تعطیل است را لحظه شماری می کنم و حدود 4000 عدد فیلم دارم یا بهتر بگویم یک ویدیو کلوب دارم.

دوست ندارید به همان شرکت نفت بازگردید؟

در حالی که در آنجا نفرات زیادی زیر دستم بودند و از نظر تمکن مالی در سطح بالایی بودم ولی این حرفه را انتخاب کردم اول چون دوستش داشتم و در مراحل بعدی برای اینکه دوست داشتم خودم باشم و برای خودم کار کنم و دوست نداشتم کسی بالای سرم باشد.

شنیده ایم که قرار بود در اخراجی ها 3 باز کنید درست است؟

بله .

در کدام نقش قرار بود بازی کنید؟

ترجیح دادم بازی نکنم و دوست خوبم لیلا اوتادی را معرفی کردم .

آقای شریفی نیا باز هم از شما در خواست کردند؟

بله ولی به دلایلی نشد!

بحث مسائل سیاسی بود؟

نه اصلا من آدم سیاسی نیستم .

خودتان فیلم را پسندیدید؟

برایش زحمت کشیده شده بود.

وقتی فیلم را مشاهده کردید افسوس نخوردید که چرا بازی نکردید؟

نه اصلا افسوس نخوردم . خیلی از کارها بوده است که آرزویم بوده کار کنم ولی به دلایلی نشده است و اصلا افسوس نخورده ام .

پیشنهاد جدیدی دارید؟

بله ، برای سریال ماه رمضان به کارگردانی آقای آقا خانی برای شبکه 3 قرار است همکاری کنم که سریال در ژانر طنز است.

از شما می خواهیم نظرتان را درباره مسائل پیش آمده در حاشیه سینما درباره فساد در سینما جویا شویم، شما اعتقادی به این حرف ها دارید؟

موضوع رابطه و فساد اخلاقی که الان در سینما مطرح است در همه پست ها  ، شرکت ها و رشته هایی وجود دارد و فقط بحث سینما نیست ، تمام این مسائلی که می گویند در قبل از انقلاب هم به وقوع پیوسته است و حرف دیروز و امروز نیست ولی به نظر من تمام این موضوع ها به برخورد خود فرد بستگی دارد.

وقتی من یا هر کس دیگری خیلی محکم با فرد مورد نظر برخورد کند هیچگاه او به خودش اجازه نمی دهد که به من پیشنهاد بدهد البته بعضی ها حریم و احترام سن و سال خود را نگه نمی دارند و اگر روزی به من چنین پیشنهادی شود قطعا با آن فرد کار نمی کنم وبه سادگی از کنارش عبور می کنم چون در اینجا فرد پیشنهاد دهنده ضرر می کند نه من !

من دیدم خیلی از بازیگران جوان که عشق بازیگری دارند و دوست دارند دیده شوند تن به هر کاری میدهند تا به این شهرت برسند البته باز هم می گویم بحث فقط سینما نیست من در خیلی از شرکت ها و مکان های دیگری هم با این موضوع مواجه شده ام چون پیشنهاد دوستی و... در همه جا وجود دارد و موضوعی که خیلی مهم است این است که چجوری از کنار آن عبور می کنیم .

نکته ای که خیلی وقت است در دل من مانده است این است که چرا ما سیاست را وارد سینما کردیم ، در هیچ کجای دنیا ندیدم که با بازیگرا سیاسی برخورد کنند چون شغل ما این است ، خیلی ها گفتند با ده نمکی کار نکن و من گفتم چرا او هم یک انسان است و دارد در این اجتماع کار می کند , وقتی ما فرهنگی ها خودمون حرفه خود را سیاسی می کنیم پس طبیعی است که  بسیجی ها بیایند  و فیلم گشت ارشاد را از اکران پایین بکشند.

واقعا با جو الان آدم نمی داند در کدام فیلم بازی کند تا منفور نشود ،برای فیلم پایان نامه اولین کسی بودم که فیلمنامه به دستم رسید ولی اینقدر سیاسیش کردند و شخصیت هایش را جای دیگران گذاشتند که پشیمان شدم بازی کنم. ما داریم در کشوری زندگی می کنیم که در آن رویداد های زیادی اتفاق می افتد که گاهی احتیاج به بازبینی آن در هنر وسینما است ، مثلا چه اشکال دارد ما فیلم ریگی را بسازیم واقعا محدودیت ها گاهی دست و پا گیر است.

 

شما اهل ورزش هم هستید؟

بله بسیار زیادورزش می کنم.

به چه ورزش هایی بیشتر علاقه دارید؟

من چند سال ناجی و مربی شنا بودم و در حال حاضر هم بدنسازی کار می کنم و در برهه ای از زمان هم قرار بود عضو بولینگ بانوان هم باشم که متاسفانه فرصت نشد.

اهل رشته ورزش فوتبال هم هستید؟

بسیار زیاد بازی کردم و خیلی نگاه کردنش را دوست دارم و در کل از ورزش های خطرناک لذت می برم.

طرفدار کدام تیم هستید ؟

در ایران پرسپولیس و استقلال را دوست دارم ولی در اروپا بارسلونا لذتی دیگر برایم دارد.

بعد از شکست خوردن در مقابل رئال احتمالا ناراحت نشدید؟

دقیقا چون تلاششان را کردند و به نظرم حقشان باخت نبود.

واقعا از بازی لیونل مسی لذت می برم واز دیدنش اصلا سیر نمی شوم.

فوتبال ایران را هم دنبال می کنید؟

بله ،اما متاسفانه خیلی حاشیه دارد. برای من اتفاقات روزانه فوتبال ایران اس ام اس می شود و برای همین گاهی از اتفاقات و حاشیه های زیاد آن خنده ام می گیرد و احساس می کنم حسادت در بین مردان بسیار بیشتر از زنان است.

چرا؟

واقعا اتفاقاتی که در فوتبال در حال افتادن است چیزی به جزء حسادت های کودکانه و به قول معروف زنانه مردان به هم نیست واینجاست که به خودم می گویم اسم ما زن ها بد در رفته است .

به نظر شما دلیلش چیست؟

دقیقا نمی دانم ولی دلیل اصلی آن شاید هدفمند نبودنشان باشد ، چون واقعا گاهی آنقدر غرق حاشیه ها می شوند که وظیفه اصلیشان که بازی فوتبال است را فراموش می کنند. واقعا جای تاسف دارد که بیشتر ما ایرانی ها از پیشرفت دوست خوشحال نمی شویم واین بسیار بد است .

یک دلیل دیگر که می توان گفت بی انگیزگی بازیکنان است که واقعا نمی شود حدس زد این بی انگیزگی از کجا نشات می گیرد و باید مدیران دنبال خشکاندن این بی انگیزگی باشند . واقعا نمی فهمم چرا عده ای می گویند فوتبال ایران را با اروپا مقایسه نکنید! واقعا چرا نباید به آن حد از فوتبال و حرفه ای گری برسیم و از مقایسه شدن و تلاش کردن برای هدف های بزرگ می ترسیم و فرار می کنیم .واقعا باید به این سئوال ها جواب داد و برای رفع این ضعف ها تلاش کرد.

شما رقابت های لیگ را هم دنبال می کردید؟

اکثر بازی های استقلال و پرسپولیس را دیدم و خیلی برای سرخپوشان متاثر شدم چون به نظرمن جایگاهی که کسب کردند در شان آنها نبود و از ابتدا کستینگ بدی را برای شروع یک لیگ پر قدرت انتخاب کردند و این موضوع در همه کار ها صدق می کند که زمانی که مرحله اول را در هر کاری خوب شروع نکنی در آخر با شکست مواجه می شوید و این برای پرسپولیس اتفاق افتاد ولی خدارا شکر در آسیا خوب ظاهر شدیم.

شما طرفدار پرسپولیس هستید یا استقلال؟

من هر دوتیم را دوست دارم . پرسپولیس را بخاطر پرسپولیس بودنش و استقلال را برای ناصر حجازی که واقعا یک اسطوره تمام نشدنی بود.

شما درباره سرخپوشان حرف زدید ولی استقلال را آنالیز نکردید؟

بر عکس پرسپولیس ،استقلال امسال کست خوبی داشت ولی بخاطر ضعیف بودن مربی نتوانست نتیجه خوبی را کسب کند .

اگر خود شما بودید کدام مربی را جایگزین او می کردید؟

قطعا امیر قلعه نوعی! امیر قلعه نوعی یک مربی هدفمند و مدیر است که هر جایی می خواهد کار کند خودش می داند در آخر می داند کجا می خواهد برسد برای همین مهره هایش را با توجه به نیازش می چیند پس همیشه نتیجه دلخواهش را می گیرد. قلعه نوعی در یک کلام مدیر است و هدف دار کار می کند.

 

چند روز دیگر اولین سالگرد در گذشت ناصر حجازی است ، از ایشان خاطره ای دارید؟

بله خوشبختانه موفق به دیدن ایشان شدم در قبل از بیماری شان و زمانی که همراه گروه در وین مشغول کار بودیم .

واقعا ایشان را خیلی دوست داشتم ، در وین که بودیم ایشان ما را همراه آقای شریفی نیا برای خرید و گردش دعوت کردند که واقعا نصیحت هایی که مرا در آنجا کردند بسیار در تغییر احوالم موثر بود وهیچگاه بستنی که همراه ایشان وگروه در وین خوردیم را فراموش نمی کنم.

متاسفانه زمانی که به ایران بازگشتیم با خبر شدم ایشان مریض هستند و در آنجا بود که احساس کردم غمی بزرگ وجودم را فرا گرفت.

به دیدن مرحوم حجازی هم بعد از بیماریشان هم رفتید؟

راستش را بخواهید نتوانستم بروم وایشان را در آن احوال ببینم چون دوست نداشتم حجازی با وقار و استوار را در بستر بیماری و ناتوانی ببینم و علاقه نداشتم چهره با نشاط وی را با حال آن روز هایشان عوض کنم. خود ناصر خان هم مرا دعوت کردند ولی واقعا نتوانستم بروم چون واقعا سخت است انسان اسطوره و یک آدم بزرگ را در بستر بیماری ببیند .

اگر راستش را بخواهید اصلا فکر نمی کردم وی را به این زودی از دست بدهیم و همیشه می گفتم حالا حالا ها از دستش نمی دهیم.

ناصر حجازی خیلی بزرگ بود و هنوز باورم نشده است که وی را از دست داده ایم و هر وقت اسمش را می شنوم یاد آن 4 ،5 روز در شهر وین می کنم و با خود می گویم کاش بود .

 

 

 

 

 


†ɢα'§ :
یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۱ ۸:۱٩ ‎ب.ظ |- حسین وردی -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§