با خون مست می کنند و از حیوانی هم بویی نبرده اند

1391 سال از ایام شمسی می گذرد و ما هنوز ....

یکسال گذشت ولی هنوز مشکلات جوان ها و همه مردم همان مشکلات گذشته است و ما اندرخم همان جاده هستیم و می لنگیم.

اینقدر از یکنواختی خسته شده ایم که حتی بهار هم نمی تواند آن را تازه و نو کند .

کلمه عشق دیگر رنگ و بویش را از دست داده و تنها از آن سه حرف باقی مانده است که به علل گوناگون از گفتن آن معذور هستیم.

دید و بازدید های عید  را که نگو اصلا دیگر معنی ندارد، بچه ها هم حتی برای گرفتن عیدی ذوقی ندارند و ...

بمیرم برای ماهی ها که بخاطر مشتی آدم زندانی و ضعیف ؛ مجبورند حبس در شیشه هایی شوند که نفس کشیدن در آنها در کنار انسان ها سخت تر از مردن نیست.

چگونه بخوانم حرف های دختر هایی را که به دلایل تهمت ،نا مهربانی و... اسیر دست شیطان صفت هایی شده اند که بجز ... از حیوان بودن چیزی به ارث نبرده اند

چطور بنویسم از خاطرات شهدایی که حال رویاهایشان واقعا رویا شده است و خونشان شرابی برای مست کردن عده ای که حتی نمی توانند بنویسند شهید.

چگونه پخش کنم صداهایی که با عشق برای دوستانشان خواندند ولی حال که مرده اند یادشان افتاده اند.

و...

عید سال 91 و بعد 92 و بعد ... و در آخر عیدی که سر به خاک نهاده ایم و اینبار زنده ایم

/ 2 نظر / 10 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. ***عیدتون مبارک*** از تارنمای زیباتون کوتاه،مختصر و مفید دیدن کردم. با سلیقه اید اما هنوزم میشه بهتر بشید. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید. عزیز باشید.

فرشته

گفت:دوستیم؟ گفتم: دوست دوست. گفت:تا کجا؟ گفتم:دوستی که تا نداره گفت:تا مرگ خندیدم وگفتم:من که گفتم تا نداره گفت:باشه تا پس از مرگ گفتم:نه تا نداره گفت:تا بهشت تا جهنم تا هر کجا که باشه گفتم:تو براش تا هر کجا که دلت می خواد تا بزار.اصلا یه تا بزار از این سر دنیا تا اون سر دنیا! اما دوستی تا نداره........ سلام مهربون به روزم ومنتظر حضورت